
بخشی از متن:
...........................
+ کتاب فایل PDF کتاب حل تمرین کتاب شبکه های کامپیوتری پترسون.
+ نویسنده: Peterson
+ فایل PDF با بهترین کیفیت و قابلیت جستجوی کلمات.
...........................

بخشی از متن:
بخشی از متن اصلی:
فصل اول
برای تربیت بدنی معنای مختلفی در نظر گرفته اند که در کتب و تربیت به چشم می خورد بعضی می گویند: تربیت علمی است که از طریق نسل بالغ درباره ی آنها که رشد کافی نیافته اند به منظور پرورش جسمی، فکری و اخلاقی شان انجام می شود تا آن ها را برای عضویت در زندگی انسانی آماده کند. عده ای گویند: تربیت عبارت است از یک عمل عمدی و آگاهانه و دارای هدف که به منظور رشد دادن یا ساختن و دگرگون کردن و نیز شکفتگی استعدادهای مادر زادی او انجام شود . آنچه در تعریف تربیت لازم و ضروری است که توجه شود و از خصوصیات و ویژگی هایی است که تربیت باید داشته باشد عبارت است از: آگاهانه بودن، دائمی بودن، دارای هدف و جهت بودن، شکوفا نمودن نیروهای فطری و استعداد غرائز (در غیر انسان) و کلاً پرورش قوای جسمی و روحی و روانی انسان. هر گاه از طرف فردی آگاه و تربیت یافته استعدادهای انسان در راستای مطلوبی شکوفا گشته و از قوه به فعلیت در آید تربیت در انسان صورت گرفته است.
مفهوم تعلیم: تعلیم یعنی فراهم آوردن زمینه های و عوامل لازم برای فراگیری فرد. بعضی هم در معنی تعلیم، انتقال معلومات به ذهن فرد را متذکر شده اند و معتقدند که علم از معلم به فرد منتقل می شود که در اصل تفاوت چندانی بین دو تعریف وجود ندارد.
این فایل به همراه چکیده، فهرست مطالب، متن اصلی و منابع تحقیق با فرمت word در اختیار شما قرار میگیرد.
تعداد صفحات: 22

بخشی از متن:
چکیده:
مقاله حاضر در یک نگاه اجمالى به موضوع فلسفه فقه، در مقام نقد و بررسى دیدگاهى است که علم فقه را ناقص، محدود و براى اداره و تدبیر زندگى اجتماعى، ناتوان دانسته و بر این باور است که این علم، حیلت آموز، ظاهربین، مصرف کننده از دیگر علوم، تابع و متاثر از تحولات اجتماعى و سیاسى، تکلیف مدار و نه حق مدار است و جامعه فقهى را نیز لزوماً یک جامعه دینى ندانسته و فقه را در پیشبرد جامعه مدرن، ناکارامد معرفى کرده است.
این مقاله در فضایى صمیمى به نقد و تحلیل دیدگاه یادشده پرداخته است.
موضوع بحث، نقد و بررسى ویژگی هایى است که برخى از نویسندگان محترم نسبت به فقه اسلامى نوشته اند. قبل از هر چیز پاسخ به این پرسش ضرورى است که این گونه بحث ها باید تحت چه عنوانى مطرح شوند؟
اگر کلمه فلسفه، مفرد ذکر شود به معناى هستى شناسى است؛ البته برخى هم آن را به معنى جهان شناسى مى دانند، ولى معناى هستى شناسى بهتر است؛ زیرا مفهوم واجب الوجود را هم در بر مى گیرد. وقتى کلمه فلسفه با پسوند خاصى مثل فلسفه تاریخ به کار مى رود، مفهوم دیگرى پیدا مى کند یا به تعبیر بهتر، مصداق دیگرى مى یابد که در این صورت فلسفه تاریخ به معناى هستى شناسى نخواهد بود، بلکه اشاره دارد به دانشى به نام تاریخ و دانشى به نام فلسفه تاریخ.
فقه و فلسفه فقه، نیز دو علم متفاوت از هم به شمار مى روند؛ دانشى که درباره افعال مکلف سخن بگوید، روا و ناروا را روشن سازد و به تعبیر علمى، حلال و حرام را بیان کند و افعال مکلف را مرزبندى نماید، علم فقه نام دارد. «العلم باحث عن احوال افعال المکلفین. » هر چند حضرت امام خمینى قدس سره موضوع فقه را گسترده تر از این مى دانستند که خود مقام دیگرى را براى بحث مى طلبد، ولى در اینجا ما فعل مکلف را مطرح مى کنیم و حکمش را به عنوان وجوب و حرمت، استحباب و کراهت یا اباحه بیان مى کنیم.
هرگاه موضوع علم فقه، کلنگرى باشد به عنوان مثال گفته شود موضوع طهارت تا دیات چیست؟ یا مبادى تصوریه، مبادى تصدیقیه و غایت این علم چیست؟ پاسخ تمام این پرسش ها در علمى به نام فلسفه فقه مورد بحث قرار مى گیرد. از این رو فلسفه فقه به یک اعتبار دانش نوپاست و به اعتبارى هم نیست؛ نوپاست به این معنا که امروزه به صورت یک علم مدون در بیاید، و نوپا نیست؛ زیرا اکثر این مباحث، کم و بیش در علم اصول مطرح شده و گاهى هم در بخش هاى دیگر بحث شده است. بنابراین، بیان ویژگی هاى فقه و دفاع از این ویژگی ها و تجزیه و تحلیل آن ها، جزء علم فقه نیست و فقیه با این امور کارى ندارد؛ چرا که این امور جزء فلسفه فقه است که درباره مبادى تصورى و مبادى تصدیقى، همچنین غایات و بیان ویژگی ها و دفاع از علم فقه و نقد اشکالات آن، بحث مى کند و لازم است مورد توجه ویژهاى قرار گیرد و به عنوان یک دانش در حوزه علمیه مطرح گردد. البته باید نسبت به نقدهایى که درباره فقه مى شود، کاملاً استقبال شود؛ زیرا موجب تکامل علم فقه است. در لغت عرب مى گویند «الحقیقة بنت البحث»؛حقیقت زاییده مکالمه و محاوره است. اگر این نقدها و تحلیل ها در یک افق روشن و فضایى دوستانه مطرح شود، مایه انفتاح فقه و تکامل آن مى شود. اگر این مسائل را مطرح مى کنیم، تنها به عنوان طرح بحث است؛ نه نقدى بر طراح سؤال داریم و نه اشکال شخصى؛ بلکه فکر را مطرح کرده و در اطراف آن بحث مى کنیم. این سؤالات در شماره 46 مجله کیان مطرح شده است و از یک مقامى خواسته اند که به این پرسش ها پاسخ بگوید. ما هم در این بحث تمام این پرسش ها را جزء به جزء مطرح نموده و آن ها را مورد بررسى قرار خواهیم داد: