

افزایش سریع و گسترده جمعیت شهرهای جهان سوم که غالباً در حوزه مناطق کلانشهری به وقوع پیوسته است طی سه دهه گذشته موجب بروز عوارض متعدد شهری شده است که از آن میان پدیده سکونتگاههای بیضابطه و حاشیهای به دلیل ارتباط مستقیم با یکی از نیازهای پایهای انسان (مسکن) اهمیت خاصی دارد که برابر اطلاعات موجود بین نصف تا جمعیت شهرهای جهان سوم را در خود جای دادهاند. این در حالتی است که بخش قابل توجهی از جمعیت شهری اضافه شده جهان سوم نیز در سکونتگاههای غیر رسمی اسکان میگزینند.
در 1985 بیش از 000/1000 نفر در قاهره، 000/500 نفر در بانگوی افریقای مرکزی و 000/740 نفر در لوزاکای زامبیا در سکونتگاههای غیر رسمی و مناطق حاشیهای ساکن بودهاند.
بر مبنای بررسیهای طرح مجموعه شهری تهران در طول سه دهه گذشته جمعیت شهر تهران 3/2 برابر اما جمعیت منطقه شهری 8/7 برابر شده است که خود به مفهوم اسکان جمعیت به مراتب بیشتر در حوزه کلان شهری (منطقه پیرامون تهران) است.
ضرورت، اهمیت و اهداف پژوهش
با توجه به روند رو به رشد پدیده حاشیهنشینی در شهرهای بزرگ ایران به ویژه تهران که مشکلات متعددی را در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باعث شده است و از آنجا که این پدیده به قدر کافی مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته و اتخاذ شیوههای درست برخورد با این پدیده مستلزم تحقیقات جامع و فراگیری است که کلیه ابعاد و جنبههای پدیده حاشیهنشینی را مورد بررسی و دقت نظر قرار دهد، تحقیق حاضر در راستای ارائه شناخت دقیق و درست از این پدیده و در نتیجه برخورد صحیح با آن ضرورت مییابد. طرحهای شهری و شهرسازی و به ویژه ضوابط و مقررات شهرسازی و ساختمانی آنها هنگامی که با ویژگیها و مشخصات این سکونتگاهها در مراحل مختلف رشد انطباق نداشته موجب ایجاد بحران و اختلال در روند دگرگونی آنها شده ضمن اینکه از سازماندهی مطلوب آنها بازمانده، پتانسیلها و ظرفیتهای موجود در آنها را نیز به محدودیت و تنگنا تبدیل کرده است و در بهترین حالت به تکثیر آنها در گسترش در پهنه منطقه کلان شهری منجر شده است.
بر این اساس به نظر میرسد تحقق حاضر بتواند فرایند شکلگیری، دگرگونی و تغییرات پدیده و نیز عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر آن را تبیین نماید و بستر لازم را برای ارزیابی عینی نتایج و برخوردهای سیاستها و روشهای برخورد با پدیده فراهم آورد.

یکی از تناقضهای دنیای ما این است که همه از دمکراسی ملی خود صحبت میکنند و کسی نیست که از دمکراسی بین دولتها و ملتها سخن بگوید. اگر هر عضو خانوادهای از دمکراسی نوع خود صحبت کند بدون اینکه دمکراسی در بین آن خانواده وجود داشته باشد سرنوشت چنین خانوادهای چه خواهد بود؟ در جامعه بشری نیز اگر به فرض، در همه ملتها دمکراسی مورد علاقه خود را پیاده کنند ولی میان خود دمکراسی نداشته باشند، چنان نظام جهانی چیزی جز یک سیستم ستمگرانه و عقبمانده نخواهد بود.
امروز دمکراسی به عنوان مردم سالاری، در خود جوامع غرب رو به انحطاط است و در سطح بینالمللی، دمکراسی و برابری در مقابل قانون وجود ندارد. «نظام جهانی و رابطه بینالمللی» با همه سازمانهای خود که از پایان جنگ جهانی دوم به وجود آمده، به طور کلی یک سیستم «پدرسالاری» به معنی دیکتاتوری و زورگویی آن است و نه یک سیستم دمکراسی به معنی مشارکت، آزادی و مردم سالاری.
چطور میتوان در سطح ملی از «دمکراسی» غرب به عنوان مردم سالاری صحبت کرد، وقتی که رابطه بین دولتها بر اساس نابرابری پایهگذاری شده است و نفاق، تفرقه، آشوب و تهمت و شخصیت کشی تحت لوای دمکراسی در دستور روز مستکبران قرار دارد. قرآن کریم میفرماید: استکبار از صفات شیطان (سوره بقره، آیه 34)، از صفات کفار (سوره جاثیه، آیه 31) و از صفات قومگرایی و وسعت طلبی یهود (سوره بقره، آیه 87) است و دانشجویان علوم سیاسی و اجتماعی امروز، وجود این صفات را به خوبی میتوانند در آثار متفکران سیاسی غرب مانند ماکیاولی و هابس ملاحظه کنند و خصایص مربوط به آنها را در ادبیات معاصر مربوط به صهیونیسم مشاهده کنند. خاطرات بازیگران سیاسی دوره ما، مانند هنری کیسینجر در سطح خارجی و دلالان سیاسی طاغوت در سطح داخلی، میتوانند اسنادی در تعریف و تبیین این ذات استکبار باشد. به طور کلی، ادبیات مربوط به استکبار در حال فزونی است و این فرصتی است برای دانشجویان و علاقمندان به درک و فهم روابط معاصر بینالمللی.
در چند هفته اخیر در آمریکا، کتابی به قلم پطروس غالی دیپلمات مصری و دبیر کل سابق سازمان ملل در مورد روابط آمریکا با این سازمان بینالمللی منتشر شده است. محتوای این کتاب بیشتر در مورد حمایت اولیه آمریکا از انتخاب این دیوانسالار مصری به بزرگترین منصب سازمان ملل در سال 1991 و سپس مخالفت واشنگتن برای انتخاب مجدد او در سال 1996 به این سمت است توضیح اینکه «غالی»، تحصیلات خود را در دانشگاههای مصر و پاریس به اتمام رسانده و سالها در امور سیاسی، اقتصادی و حقوقی آن کشور فعالیت داشته است. «غالی» از طرف واشنگتن و قاهره و بنا به توصیه حسنی مبارک رئیس جمهور مصر و موافقت جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا، نامزد دبیر کل این سازمان بزرگ بینالمللی شد...