

یکی از مهمترین عوامل تولید یک محصول به صورت تمام خودکار، ارتباط سیستمهای خط تولید است که هماهنگیمان آنها و امکان کنترل، نماسازی و گزارشگیری را فراهم مینماید.
ارتباطات فوق، خارج از یک محیط صنعتی توسط شبکههای کامپیوتری پیادهسازی میگردند. لیکن در محیطهای کارخانهای بنا به دلایل محیطی حاکم نیاز به شبکههای صنعتی با استاندارهایی ویژه ضروری است. محیطهای صنعتی دارای ویژگیهایی نظیر نویز الکترومغناطیسی بالا، گرد و غبار، گرما یا سرمای شدید رطوبت زیاد، دود پراکنده در محیط و....... است که بر روی کارکرد سیستمهای الکتریکی و مکانیکی اختلال ایجاد مینماید.
بدیهی است که با توجه به این موضوع کیفیت و نوع استانداردها نیز تغییر میکند و نتیجه این تغییرات، شبکههای صنعتی یا در اصطلاح فیلدباس را به وجود میآورند.
معرفی مفهوم پروتکل و لایههای هفتگانه استاندارد شبکه:
پروتکل:
مجموعهای از قوانین که منجر به گذر اطلاعات مفید بین دو یا چند سیستم میشود را پروتکل میگویند.
در سال 1983 میلادی سازمان استاندارد جهانی (ISO) اقدام به تعریف لایههای شبکهها نمود و آن را تحت عنوان لایه OSI یا OPEN SYSTEM INTERCONNECT معرفی کرد.
این هفت لایه به صورت مقابل عبارتند از 1- لایه کاربردی 2- لایه نمایش 3-لایه جلسه 4- لایه انتقال
5- لایه شبکه 6- لایه پیوند داده 7- لایه فیزیکی.
آنچه در OSI تعریف میشود فقط خواص یک گره (یا گرهها) از شبکه است و نحوه ارتباط و پروتکل اجرایی در میان گرهها توضیح داده نمیشود. استانداردهایی که برای شبکهها تعریف میشوند در چارچوب OSI به معرفی لایههای شبکه و تعاریف ویژه هر کدام میپردازند.
از معروفترین استانداردهای شبکه که توسط IEEE معرفی شده است میتوان به
802.6 -802.5-802.4-802.3-802.2-802.1 اشاره نمود
1) لایه فیزیکی: دسترسی الکتریکی به بیتها و ارتباط در شبکه، همچنین تعریف مشخصات مورد نیاز جهت انتقال داده نظیر ولتاژ، جریان، متصلکننده و واسط انتقال در این لایه صورت میگیرد.
2) لایه پیونددهنده: تحویل دادهها در لایه فیزیکی شبکه به صورت قابل اعتماد و همچنین خطایابی، قابسازی و کنترل آنها در این لایه صورت میگیرد.
3) لایه شبکه: این لایه مسئول مسیریابی بستهها در شبکه است. همچنین دسترس به آدرسهای دلخواه و تحویل آنها در این لایه صورت میگیرد مثالی مناسب برای این لایه پروتگلاینترنت (IP) است
4) لایه انتقال: مسئول انتقال قابل اعتماد دادهها و سرویسهای مشخص بین این گرهها است. وظیفه دیگر این لایه تضمین صحت و بینقص بودن دادههای ارسالی از نظر به موقع رسیدن اطمینان و اعتماد است. دو مثال مناسب برای این لایه TCP وUDP است.
5) لایه جلسه: کار همرتبه سازی صحبت و ارتباط داخلی شبکه بین دستگاهها را انجام میدهد. برای مثال مدیریت علامتهای انتقالی و همزمانی از وظایف این لایه است.
6) لایه نمایش: عملکرد اولیه آن، بررسی ساختار دستوری و معنایی انتقال داده است. همچنین تبدیل قالبهای ASCII و EBCDIC و استانداردهای قالب جهت ارسال در شبکه توسط این لایه صورت میگیرد.
7) لایه کاربردی: این لایه نرمافزاری مانند FTB DNS TELNET SMTPاست که کاربر از آن برای دسترسی به امکانات شبکه و اعمال دستورات استفاده میکند.
